تبلیغات
عــــلـــمــدار كـــمیــل - اذان كسی را بشنوید كه با آن معجزه كرد.
عــــلـــمــدار كـــمیــل
پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 بهمن 1395 توسط زهره عدالتی

phoca_thumb_l_12.jpg

یکی از بچه ها جلو آمد و گفت: حاجی،ابراهیم رو زدن! تیر خورده تو گردن ابراهیم...
رنگ از چهره ام پریده بود. با عجله خودم را به سنگر امدادگر رساندم. تقریبا بی هوش بود.
خون زیادی از گردنش رفته بود. اما گلوله به جای حساسی نخورده بود.
پرسیدم چطور ابراهیم را زدند. کمی مکث کرد و گفت:... 
برای نحوه حمله به تپه،به هیچ نتیجه ای نرسیدیم. همان موقع ابراهیم جلو رفت. رو به سوی دشمن،با صدای بلند اذان صبح را گفت! با تعجب دیدیم صدای تیر اندازی عراقی ها قطع شده. آخر اذان بود که گلوله ای شلیک شد و به گردن او اصابت کرد!از این حرکت بچه گانه او تعجب کردم. یعنی چرا این کار را کرد!؟ساعتی بعد علت کار او را فهمیدم. زمانی که 18 نفر از نیروهای عراقی به سمت ما آمدند وخودشان را تسلیم کردند!
یکی از آن ها فرمانده بود. او را بازجویی کردم. می گفت: ما همگی شیعه هستیم.
بعد مکثی کرد و با حالت خاصی ادامه داد: به ما گفته بودند ایرانی ها مجوس و آتش پرست هستند!
گفته بودند به خاطر اسلام به ایران حمله می کنیم. اما وقتی موذن شما اذان گفت بدن ما به لرزه درآمد!
وقتی نام امیرالمؤمنین را آورد با خودم گفتم:تو با برادران خودت می جنگی نكند مثل ماجرای كربلا...
دیگر گریه امان صحبت كردن به او نمی داد.دقایقی بعد ادامه داد:برای همین تصمیم گرفتم تسلیم شوم و بار گناهم را سنگین تر نكنم.

پس از آن ماجرا،همان هجده نفر سرباز عراقی به همراه فرمانده شان،جلوی یکی از پاتک های سنگین عراق در شلمچه مقاومت كردند،تلفات زیادی هم از عراقیها گرفتند ولی عقب نشینی نكردند و كسی از آن ها زنده بر نگشت.
همگی شهید شده بودند...
.
.
اذان گفتن شهید هادی را ازاین قسمت بشنوید.
.
.
متن با كمی تغییر،برگرفته شده از قرارگاه ضدصهیونیستی كمیل



برچسب ها: اذان، شهید، معجزه، تسلیم،
دنبالک ها: تارنمای شهید ابراهیم هادی، شهید هادی، اذان،
قالب وبلاگ